آنکه مجادله به باطلش فراوان شود، کوري اش از حقيقت ماندگار شود . [امام علي عليه السلام]
سلام بر هستي
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونيــک  ||  RSS  ||  Atom  ||
+ دوباره اومدمممممممممممم

الينا :: دوشنبه 5/6/1386 ساعت 1:12 عصر

سلام بر دوستان گلم من بازم اومدم ولي ديگه نميرم


نوشته هاي ديگران()

+ ×*× خداحافظ…همين حالا×*×

الينا :: جمعه 31/6/1385 ساعت 9:10 عصر

 


  


جهان هستي بدون ترديد براي رشد شما تعهد دارد


او شما را رها نخواهد کرد


او به هدف واقعي شما وفادار مانده


هميشه در کنار شما خواهد بود


         حتي اگر شما نخواهيد


            در درک اين موضوع ،چيزي بسيار زيبا وعميقا تکان دهنده ودر ضمن اطمينان بخش وجود دارد:


حتي وقتي در برابر تغييرات مفيدي که سرنوشت برايتان در نظر گرفته ، مقاومت مي کنيد و همچنان


به صخره هاي قديمي آويخته ايد،قدرت خير انديش رشد در ماموريت خود پابرجا خواهد بود تا


شما را به سمت خوشبختي و آزادي بيشتر سوق دهد وراهي پيدا خواهد کرد که بتوانيد پرواز کنيد.


 


*****


 


وقتي ديد واقعگرايانه به ميان مي ايد پرده جهل ونا اگاهي برداشته مي شود


 


مادامي که درک غلطي از حوادث داشته باشيم گيج شده ،احساس درماندگي ميکنيم.


 


وقتي درک غلطمان تصحيح شود،بدبختي نيزبه پايان مي رسد


 


*****


 


وقتي فکر مي کنيد که هدف از زندگي


انجام دادن يا بدست اوردن يا به اتمام رساندن کاري است


هميشه احساس شکست خواهيد کرد


وقتي که جريانات آن گونه که نقشه کشيده ايد پيش نمي روند


وقتي دريابيد که زندگي مانند کلاس درس است


ودر آنجا معني موفقيت اين است که رشد کنيد


وتبديل به والاترين انسان ممکن شويد آن وقت با ديدي متفاوت


شروع به ارزيابي خود و تجربياتتان مي کنيد.


                                             


 


 


 


اگر شما از چيزي بيروني افسرده هستيد ناراحتي شما به خاطر آن نيست،


 


بلکه به خاطر براورد خودتان است:


 


براي همين شما اين قدرت را داريد تا در هر موقع ان را از بين ببريد.


 


مارکوس اورليوس


 



 


 


 با عرض سلام خدمت همه ي دوستاني که در اين مدت منو همراهي کردند


اميدوارم در اين چند ماهه توانسته باشم مطالب مفيد ي را نوشته باشم


از همه ي دوستاني که منو ياري کردند از جمله:


 


 


احمد عزيزکه در اين چند وقته واقعا کمکم کردhttp://shekoofeyenarges.parsiblog.com/( 


خسرو عزيز که هيچ وقت فراموشش نميکنم و لطفشون هميشه شامل حال من بوده http://tajrobeyebodan.blogfa.com  /



            http://www.koja-chera-koja.persianblog.com/  داداش عزيزم  


http://laleyevahshi.blogfa.com/( عسل عزيزم


http://nedayeshargh.parsiblog.com/ماني عزيز


 


                                     شايان عزيز/ ماني عزيز*ابرش*/رضاي عزيز/ سيناي عزيز                                    


مجيد عزيز / سميه جون/ همراز عزيز / تبي عزيز 


محمد عزيز / سارا و زهراجون/ تيناجون 


عليرضاي عزيز/ تورج عزيز



سروش عزيز/ حسين عزيز


  


*صنم عزيز*،* شمن عزيز*، * هوياي عزيز*،* همدم عزيز  *


کمال تشکر را دارم


و


اميدوارم در زندگي موفق وموئد باشين و بااراده وپشتکاربه بهترين چيزها برسيد


اين اخرين پست من هستش اميدوارم خوشتون اومده باشه


خلاصه هر خوبي و بدي از من ديدين حلال کنين.


نمي دونم کي بتونم بيام يک ساله ديگه دو ساله ديگه........نمي دونم.


همتونو صميمانه دوست دارم و ارزوي سعادت وسربلندي براتون دارم.


فقط اميدوارم از من يه خاطره ي خوبي تو ذهنتون باقي مونده باشه.


خداحافظ همين حالا


 


خداحافظ همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام
خدا حافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که منو از چشم تو مي ديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده است
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اينکه نبندي دل به روياهام
بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ…همين حالا…

 


 


 


 


 


 


نوشته هاي ديگران()

+ ما و عشق به زندگي

الينا :: دوشنبه 6/6/1385 ساعت 8:17 صبح

taghdim be:


به همراهاني که در رودخانه حقيقت نلرزيده اند


به همراهاني که در رودخانه حقيقت نترسيده اند


به جويندگان راه ، به پويندگان جان ، به نوشندگان پاکي


به همراهاني که با چشم خود ديده اند


به همراهاني که سرنوشت خويش را بر پايه هاي استقامت برافراشته اند


به کاوندگان رنج ، به آنهايي که مرگ ايستاده را بر زندگي نشسته ترجيح داده اند


چنين باد به آنهايي که تحقيق را بر تقليد و واقعيت را برآرزو و معني هستي هستا را بر نيستي و


پوچي ، حقيقت دانند . چنين باد به آنها که در جهان چراها سفرکرده اند ، به کساني که خواهد


 آموخت در جهان تن خويش چراها را پاسخي دهند



ما و عشق به زندگي


خُب ، که چي ؟


روزي که سخن آغاز شد ، من هنوز زاده نشده بودم .


و روزي که زاده شدم ، سخن گفتن نميدانستم .


هنگامي که سخن گفتن آموختم،


به من گفتند :- هيس ...... ، خاموش !


زبانم براي سخن گفتن ميگردد،


لبانم بسته است .


دستم براي نوشتن ميرود ،


قلم شکسته است .


چشمانم براي ديدن بي تاب ،


پلکها خوابند.


گوشهايم تشنه شنيدن يک صدا ،


ولي صدا از جائي بر نمي خيزد . گلو ها بسته اند.


 


من اين زبان و دست و چشم و گوش و لبان را براي چه ميخواهم ؟


من اين واژه دوستي را سالهاست که به زبان نياورده ام.


اين آبي صبح را به چشم نديده ام.


من اين هو هوي باد و خراميدن نسيم را به گوش نشنيده ام.


و ننوشته ام با انگشتانم آنچه را محبت مينامند .


گفتن و شنيدن و ديدن و نوشتن جُرم است.


حتي اگر واژه « دوستي » باشد.


حتي اگر کلمه « محبت» باشد.



 



      اغلب اوقات توسط نيروهايي که خودمان به وجود مي اوريم


 پامال مي شويم


شکسپير


 


شما تعيين کننده سرنوشت خود هستيد.


مادامي که به مرکزيت وجود خود توجه مي کنيد


مي توانيد با خوشحالي اشتياق و اعتماد کامل سفر کرده


وهميشه به انجايي که مي خواهيد برويد


 


        JAVABE HAR SOALI DAR



                                     ESHGH                          


                NAHOFTE AST 




اينگونه زندگي کنيم: شاد امّا دلسوز، ساده امّا زيبا، مصمم امّا بي خيال، متواضع امّا سربلند، مهربان امّا جدّي، عاشق امّا عاقل


 


اغلب ما معتقديم که به يک رابطه نزديک نياز داريم تا عاشق شويم.


فکر مي کنيم که شخص ديگري بايد باشد!


در واقع عکس ان درست است:


يادگيري اينکه چطور عشقمان عاشق ما وما عاشق عشقمان شويم


باعث خواهد شد براي اولين بار عشق واقعي را تجربه کنيم.


شما بايد در حالت عشق باشيد


قبل از اينکه بتوانيد هر نوع رابطه پر معني داشته باشيد


 


 


 


نوشته هاي ديگران()

+ روشي براي رسيدن به ع ش ق

الينا :: شنبه 31/4/1385 ساعت 6:32 عصر

اگر راهي را که براي ع ش ق برگزيده ايد توام با پذيرش و شکر گذاري نسبت


 به گذشته وتسليم وخشوع در مقابل حال باشد اين همان راهي است که در اينده شما را به سر منزل ع ش ق مي رساند.


 


در زير روشي براي رسيدن به ع ش ق است:


هر وقت ارزوي ع ش ق مي کنيد اول بياد بياوريد که جايي در درون شما انتظارتان را مي کشد.


سپس توجه خود را به درونتان منعطف کرده وسعي کنيد جرقه اي از ع ش ق را پيدا کنيد.


مواقعي که ع ش ق را احساس کرده ايد به خاطر اوريد.


درباره ي تجربياتي که باعث شدند عشقتان بروز کند فکر کنيد.


يا شخصي را به خاطر اوريد که ع ش ق را در وجودتان زنده کرد.


از اين طريق پرتو ع ش ق را در قلبتان پيدا کنيد و بر روي ان متمرکز شويد.


ان وقت است که ع ش ق را احساس کرده و در ان غوطه ور مي شويد.


کافي است  فقط ان را هر چند جزئي ببينيد.


ان وقت است که شروع به رشد مي کنيد.


وقتي امادگي قدم برداشتن در مسير ع ش ق را بدست اوريد اتفاقات شگفت انگيزي در زندگي شما به وقوع خواهد


 پيوست.موارد مبهم کاملا شفاف مي شوند. درهايي که به نظر مي رسيدهميشه بسته هستند باز مي شوند.


راه هايي که قبلا متوجه ان ها نبوديد ناگهان جلويتان ظاهر مي شوند .


ع ش ق مانند نور هر چيزي را روشن مي کند و انچه را که قبلا نامرعي بود مرعي مي سازد.


 


ع ش ق مانند نوري بزرگ و ماندگار است


 که هر چيزي را روشن مي کند و با نور خود هر قلبي را نوراني مي سازد


 هر چه بيشتر دوست بداريد بيشتر به ديگران اجازه مي دهيد


 که ان ها هم دوست داشته باشند


و به اين طريق است که ع ش ق شما دنيا را دگرگون ميکند.


نوشته هاي ديگران()

+ ع ش ق

الينا :: جمعه 23/4/1385 ساعت 7:50 صبح

دنيا چيزي جز مدرسه ع ش ق نيست


 


شما نمي توانيد باعث شويد تا کسي احساس کند دوستش دارند


اگراو قادر نباشد خودش را دوست داشته باشد


ممکن نيست احساس کند شما او را دوست داريد


 


ع ش ق ي که واقعا ازاد است با شما مي ماند و هيچ کس نميتواند ان را از شما بگيرد.ان ع ش ق از درون خودتان بيرون ميزند.


 


شما منشا ع ش ق هستيد


 


کسي ممکن است بيايد و در اقيانوس شما شنا کند ولي يادتان باشد اب اقيانوس مال شما است.


خودتان را دوست بداريد


خودتان را به خاطر اينکه از کجا امده ايد و چطور به اينجا رسيده ايد دوست بداريد.


 


شما ع ش ق هستيد


.....


شما ع ش ق هستيد


....


شما ع ش ق هستيد


....


شما ع ش ق هستيد


 


 


نوشته هاي ديگران()

+ زاهد ظاهر پرست

الينا :: پنجشنبه 8/4/1385 ساعت 8:15 صبح

                       زاهد  ظاهر  پرست  از حال  ما  اگاه  نيست     


                              در حق ما هر چه گويد جاي هيچ اکراه نيست


            


                           درطريقت هر چه پيش سالک ا يد خير اوست


                                     در صراط مستقيم اي  دل کسي  گمراه نيست  


 


                              تا  چه  بازي  رخ  نمايد  بيدقي  خواهيم  را ند   


                                       عرصه ي شطرنج رندان را مجا ل شاه نيست


 


                                چيست  اين  سقف  بلند  ساده ي  بسيار   نقش


                                            زين  معما هيچ  دانا  در جهان  اگاه   نيست


 


                                 اين چه استغناست يارب دين چه قادر حکمتست


                                              کاين همه زخم  نهان هست و مجال اه نيست


 


نوشته هاي ديگران()

+ خدا همان زندگي است

الينا :: يکشنبه 28/3/1385 ساعت 8:13 صبح


پيام من خيلي ساده است در زندگي کردن حد و مرزي براي خود قائل نباشيد.


 


با تماميت وجود،شور و شوق و عشق و نهايت احساس زندگي کنيد،چرا که غير از زندگي خدايي


وجود ندارد.



تأکيد بعصي از مذاهب بر انکار زندگي و ترک دنيا بوده است،



در حالي که من مي گويم با شور و شوق زندگي کنيد.



انها زندگي را نفي مي کنند ولي من آنرا تصديق مي کنم.



آنها مي گفتند که زندگي چيزي است غير واقعي و واهي،و تصويري انتزاعي از خداوند که انعکاسي از


ذهنيت خاص خودشان بود به انسان ارائه مي دادند و به پرستش اين انعکاس ذهني مي پرداختند و


ميليونها نفر هم از آنها پيروي مي کردند.



ولي اين کار غير عاقلانه و دور از عقل سليم است.آنها چيزي را که وجود داشت در ازاي موجودي


انتزاعي که زاييدۀ ذهنشان بود فدا مي کردند.آنها در حقيقت خدا را به صورت يک لغت مي پرستيدند و


آنرا واقعي مي پنداشتند.



   در زندگي مانند يک قمارباز اهل ريسک باش،نه همچون يک تاجر حسابگر.



آن وقت است که خدا و هستي را بهتر خواهي شناخت.



قمارباز ريسک مي کند،حسابگري نمي کند و همۀ مالميک خود را شرط مي بندد.هيجان و دلهرۀ


قمارباز را تجسم کنيد وقتي که همه چيز را شرط بسته و انتظار مي کشد و از خود مي پرسد که حالا


چه اتفاقي خواهد افتاد؟



در اين لحظه پنجرهاي مي تواند گشوده شود.اين لحظه،لحظه دگرگوني جوهر و ذات انسان و رسيدن


وي به شناخت است.



شراب هستي را بنوش و از زندگي سرمست و شوريده باش.



هشياري را به کنار بگذار.



انسان هوشيار مرده است.شراب زندگي را بنوش،شرابي که آکنده از شعر ،شعر و عطر است.در آن


صورت بهار در اختيار توست و هر گاه اراده کني همراه با خورشيد و باد و باران نزد تو مي آيد و وجودت


را از درون دربر مي گيرد.


 



من خدا را انکار نمي کنم،



بلکه به او بعدي واقعي مي بخشم،



او را زنده مي کنم،او را زنده مي کنم،



او را به تو نزديکتر مي کنم،



حتي از قلبت نزديکتر.



خدا هسته وجود توست.



او از تو جدا نيست،



دور نيست،



در آسمان نيست،



بلکه همين جاست.



من مي خواهم آن تصور را که خداوند جايي ديگر در زماني ديگر است نابود کنم.



خداوند اکنون و همين جاست.غير از اينجا مکاني و غير از اکنون زماني وجود ندارد.    



                                                                                                                                                   


                                          


نوشته از اشو


                                                                                       


نوشته هاي ديگران()

+ قصه ي ناگفتني عشق

الينا :: چهارشنبه 20/2/1385 ساعت 7:23 صبح

هر نوزادي زيبا ودوست داشتني است .چون با عشق متولد شده است.                               


         


زيبايي نوزاد ربطي به زيبا يي جسميش ندارد بلکه از جوهر دروني او مي ايد. چراغ                    


 


 عشق او با درخشش مي سوزد و پرتوهاي ان از تمام روزنه هاي بدن او ساطع مي                      


 


شود.وتلالواش به هر طرف پخش مي شودبه هر طرف که نگاه مي کند با عشق نگاه                    


 


مي کندولي در طول رشدش اين عشق را از دست مي دهدو ما  به اين روند کمک                     


 


مي کنيم.ما به او نمي اموزيم که چگونه عشق بورزد ما به او مي اموزيم که چطور                   


 


 درمقابل ان جبهه بگيردچگونه از ان بر حذر باشد .                                     


                                 


قصه ي                                                                                                                      


ناگفتني                                                                                                            


 عشق                                                                                                    


      عشق در باغ ها نمي رويد                                                                                                


عشق در بازار فروخته نمي شود                                                                                   


هر  انکو  انرا  مي طلبد  شاه  يا   گدا                                                                    


سرش    را     مي دهد     تا    بستاندش.                                                         


 چه بسياري که کتاب هاي بزرگ را خواندندو مردند.                                        


 


                                                                هيچ يک هرگزنياموختند                                                         


2  حرف و  نيم  در عشق                                                                                             


هر که مي خواند مي اموزد                                                                                   


باريک است راه عشق                                                                                        


هرگز دو را در ان جاي نيست                                                                               


                             


 


       


رمز زندگي کردن اين است که در بي امنيتي زندکي کنيد.


و


البته در اين گونه زندگي کردن تامين وجود ندارد.


 


يک قطعه سنگ همواره امن است ويک گل هميشه در معرض خطر


 


- ولي سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگي!


 


ولي اگر طوفاني برخيزد گل مي افتد وسنگ در جايش باقي مي ماند


 


در هر غروب خورشيد گل مي پژمرد ولي سنگ همچنان بدون تغيير در جايش باقي خواهد ماند.


ايا شما ترجيح مي دهيديک سنگ باشيد به صرف اينکه از خطرات اين چنيني ايمن است؟


 


عشق يک گل است.


 


و در اين جهان گلي بزرگتر گلي مهم تر از عشق وجود ندارد


وهيچ چيز ديگري بيش تر از عشق در معرض خطر نيست.


 


 


کتاب:راز بزرگ


نوشته از اشو


 


ا ل ي  ن ا


نوشته هاي ديگران()

+ عشق چيست؟

الينا :: سه‏شنبه 5/2/1385 ساعت 7:58 صبح


     عدم مي ميرد سکوت مي ميرد

            حتي ابديت مي ميرد                                        




يک عاشق صادق هرگز نمي ميرد.چرا؟


عشق تنها تجربه اي است که از شما جدا نيست


 تنها تجربه اي که شما در ان خود تجربه مي شويد.


وقتي عاشقيد احساس نمي کنيد عشق را تجربه مي کنيد.


در لحظه ي وجد احساس نمي کنيد که وجد را تجربه مي کنيد .


 


اين مطلب را کمي عميق تر درک کنيد .


در لحظات عاشقانه شخص احساس نمي کند که عشق را تجربه مي کند


او فقط وقتي به ان اگاه مي شود که عشق رفته است ان وقت احساس مي کند


 که عشق را تجربه کرده بوده است.


.وقتي عشق  شديد و حاد مي شود"


اصلا نمي فهميد چه چيزي در حال وقوع است در دنياي ديگري به سر مي بريد


 ولي نه در دنياي اگاهي و تجربه.


 


ان وقت شما خود عشق هستيد وکسي انجا نيست که اين حال شما را تشخيص دهد.کسي نيست که بيرون بايستد ونظاره کند.


___________


کتاب:راز بزرگ



نوشته از اشو


نوشته هاي ديگران()

+ دوستت دارم

الينا :: شنبه 26/1/1385 ساعت 5:20 عصر

 هرکودکي که به دنيا مي ايد نشان دهنده ي اينه که خدا به انسان اميدواره پس به نام خدا


******************
چشمان پر از اشکم را به عقربه هاي ساعت دوختم . چرا غ عمرم در حال خا موش شدن است. عنکبوت غم از تار و پود سينه ام بالا مي رود. مي خوا هم در آخرين لحظات عمرم با تو سخن بگويم. به ياد يک شب باراني بيا و سيل اشکهايم را تماشا کن. ببين که چگونه از جداييت مي گريم . بيا و ببين در اين شبِ يلدايِ غم زير کرسي زندگي دفتر سياه خا طراتم را مي خوانم , در اين لحظه هاي تنهايي حرفهاي پر از شور و گداز مرا بشنو , تا هيچ وقت گلبرگهاي زندگيت زير تازيانه عشق هاي دروغين پرپر نگردد



****************



دوستت دارم بخاطر لبهات، لبهايي که تا بحال به من دروغ نگفتند دوستت دارم بخاطر دستات، دستهايي که هربار که لمسشون ميکنم وفا رو حس ميکنم دوستت دارم بخاطر اعتمادي که به من داري آره دوستت دارم چون تو اوج پاکترين احساس مني


******************
يه ضرب المثل روگوئه‌يي‌ ميگه:
عشق‌ را نمي‌توان‌ با پنهان‌ کردن‌، پنهان‌ کرد.
و
يه ضرب المثل بلغاري‌ ميگه:
کلمه‌ تير نيست‌ ولي‌ مي‌تواند دل‌ را بشکافد.


نوشته هاي ديگران()

+ به نام نقاش عشق

الينا :: جمعه 11/1/1385 ساعت 7:59 صبح


 به نام آفريننده جدايي براي شيرين تر کردن لحظه ديدار، به نام نقاش عشق بر پرده وصال، به نام پرستوي سرگردان عشق و به نام او که همه چيزم از اوست همه هستي من آيه تاريکيست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد من در اين آيه ترا آه کشيدم آه من در اين آيه ترا به درخت و آب و آتش پيوند زدم زندگي شايد آن لحظه مسدوديست که نگاه من در ني ني چشمان تو خود را ويران


 مي سازد .



 کدامين فصل مي آيي از کدامين ابر فرو مي ريزي در کدامين رود جاري مي شوي تا فانوس را سر راحت بگذارم و گلها را دسته دسته کنم و حضورت را در گوش آب زمزمه کنم و پرستوها را به پيشوازت بفرستم بهار در انتظار توست.



بشعر نيست نيازم ، تو شعر گويايي سراب روشن و جوشان آرزوهايي بهر بيان که تو خواهي سخن بگو با من که آشنا بزبان تمام دلهايي درون آينه چشم من نگاهي کن بعکس خود، که ببيني چقدر زيبايي به يک نظر ز نگاهت چه رازها خواندم! تو پر درون تر از اين ژرفناي دريايي .


نوشته هاي ديگران()

+ جاده عشق

الينا :: يکشنبه 6/1/1385 ساعت 2:20 عصر


 


نوشته هاي ديگران()

+ اولين کلام

الينا :: شنبه 5/1/1385 ساعت 12:25 صبح


 


 


با عرض سلام خدمت همه ي دوستاني که به وبلاگ من سر مي زنند ، من اولين کاره وبلاگ نويسيمه ، دوست دارم همه ي شما به من سر بزنيد و در اين کار منو ياري کنيد . راستي عيده نوروز رو هم به همهتو